بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي
9
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )
على قوله فَأَعْرَضَ أَكْثَرُهُمْ فَهُمْ لا يَسْمَعُونَ يعنى پس اگر روى بگردانند كافران قريش از استماع قرآن فَقُلْ پس بگو اى محمد مر ايشان را كه أَنْذَرْتُكُمْ ترسانيدم و بيم كردم شما را صاعِقَةً از عذاب مهلك يعنى اگر شما اعراض از ايمان و از قرآن كرديد من نيز كار خود را كردم كه آن انذارست و انذار كردم شما را از صاعقهاى مِثْلَ صاعِقَةِ عادٍ وَ ثَمُودَ مانند صاعقه و عذاب مهلك قوم عاد و ثمود كه نازل گشت آن صاعقه بر ايشان إِذْ جاءَتْهُمُ الرُّسُلُ در حالتى كه آمده بودند بديشان پيغمبران مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ از پيش روى ايشان و از عقب ايشان يعنى در آمده بودند از جميع جوانب ايشان و از هر جهت و هر باب نصيحت ايشان ميكردند كه أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ به اينكه عبادت مكنيد مگر خداى مستجمع جميع صفات كمال را قالُوا گفتند آن كافران در جواب رسولان از روى تكذيب لَوْ شاءَ رَبُّنا اگر خواهد پروردگار ما كه پيغمبر براى ما بفرستد لَأَنْزَلَ مَلائِكَةً هر آينه فرستادى ملائكه را بجاى شما تا ايشان ما را بتوحيد دعوت كردندى فَإِنَّا بِما أُرْسِلْتُمْ بِهِ كافِرُونَ پس بنا برين ما به آن چيزى كه فرستاده شدهايد شما به آن بزعم خود انكار كنندگانيم زيرا كه شما نيز مانند ما بشريد و مزيتى بر ما نداريد . و بعد ازين در تفصيل قصهء عاد و ثمود ميفرمايد كه : فَأَمَّا عادٌ فَاسْتَكْبَرُوا فِي الْأَرْضِ پس اما قوم عاد كه هود پيغمبر ايشان بود تكبر ورزيدند در زمين از قبول حق بِغَيْرِ الْحَقِّ بدون استحقاق وَ قالُوا و گفتند مَنْ أَشَدُّ مِنَّا قُوَّةً كيست از ما سختتر از روى قوت و قدرت ؟ و گويند قوت ايشان بمثابهاى بوده كه هر يكى از ايشان سنك عظيمى را از كوه ميكندند و بهر طرف كه ميخواستهاند مىانداختهاند أَ وَ لَمْ يَرَوْا آيا ندانستهاند اين مغرور شدگان به قوت أَنَّ اللَّهَ الَّذِي خَلَقَهُمْ اينكه خدايى كه ايشان را آفريد هُوَ أَشَدُّ مِنْهُمْ قُوَّةً او سختتر است از ايشان از روى قوت چه او قادر بالذاتست و قدرت بر غير متناهى دارد وَ كانُوا بِآياتِنا يَجْحَدُونَ و بودند ايشان كه بمعجزات ما انكار ميكردند فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ رِيحاً صَرْصَراً اى پس